X
تبلیغات
❤☀❤ MUSIC 9 ❤☀❤ - لیلی افشار بهترین گیتاریست زن دنیا

❤☀❤ MUSIC 9 ❤☀❤

لیلی افشار بهترین گیتاریست زن دنیا




ليلي افشار متولد تهران اولين زني است که داراي دکترا در رشته موسیقی و گيتار ميباشد و همچنين مدارج بسياري از مراکز مهم هنري دنيا دريافت كرده است. اولين استاد ايشان در ايران آقاي داريوش افراسيابي بودند.

وی برنده دهمین و يازدهمین و دوازدهمين جايزه پريمير گيتاريست نیز هست. ليلي هم اکنون یکی از معروفترین گیتاریستهای کلاسیک دنیا می باشد. وي يکي از شاگردان آندره سگوويا (يکي از اساتید گيتار کلاسیک جهان) است که ليلي را از بين دوازده گيتاريست بين المللی در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی انتخاب نمود و در همان زمان بود که سگوويا پيش بيني کرد که لیلی افشار در آينده شهرت درخشاني کسب خواهد کرد.


لیلی افشار که کنسرت های مختلفی تاکنون در تهران برگزار کرده، در سال
۱۳۳۸ در تهران متولد شد و نواختن گیتار را از ۱۰ سالگی آغاز کرد ، او از سالهای کودکی شروع به فراگیری گیتار نمود و پس از پایان هنرستان موسیقی در سال ۱۳۵۶ به آمریکا عزیمت کرد. او لیسانس خود را در رشته موسیقی از كنسرواتوار موسیقی بوستون و فوق لیسانس را در نوازندگی گیتار از كنسرواتوار موسیقی نیوانگلند گرفته. وی همچنین موجب بسط رپرتوار گیتار کلاسیک شده است.

لیلی افشار جوایز بین المللی بسیاری را در طول زندگی هنری خود کسب کرده است كه می توان به جایزه عالی مسابقات بنیاد گیتار كلاسیك آمریكا، جوایز اول مسابقات گیتار انجمن ملی استادان موسیقی و انجمن استادان سازهای زهی آمریكا ، جایزه كمیته انجمن هنرمندان تكنواز موسیقی و برنده جایزه بهترین گیتاریست کلاسیک زن در سال
۲۰۰۰ توسط اواشاره كرد.

وی علاوه بر اجرای كنسرت ، مستر كلاسهایی را برای علاقمندان به گیتار كلاسیك در ایران برگزار مینماید كه باید به جرات گفت پیشرفت و ارتقای گیتار كلاسیك در كشورمان در این چند سال اخیر مرهون زحمات و فعالیتهای آموزشی ایشان بوده است
.
آنچه در بالا به آن اشاره شد به بیوگرافی پروفسور لیلی افشار بصورت مختصر پرداخت ، درادامه برای اطلاعات بیشتر علاقه مندان به موسیقی و طرفداران خانم لیلی افشار مصاحبه هایی را که ایشان با مطبوعات و رسانه های مختلف انجام دادند را جمع اوری کردیم تا از زبان خود ایشان جزئیات بیشتر را بدانیم :

اول از خودتان بگویید. چه طور شد که رفتید دنبال گیتار؟ یعنی زمینه ای که باعث شد این فعالیت را شروع کنید چه بود؟
من از بچگی عاشق گیتار کلاسیک شدم و البته صدای آن و تصمیم گرفتم تمام زندگیم را صرف این ساز کنم. من تحصیلاتم را در این رشته ادامه دادم و دکترای گیتار را از آمریکا گرفتم.

اشاره کردید به تحصیلات آکادمیک، به نظر خودتان اگر کار تجربی نوازندگی را با تحصیلات تئوریک همراه نمی کردید، این قدر پیشرفت حاصل می شد؟ منظورم این است که درجه علمی را چقدر در پیشرفت، یادگیری و در آخر جهانی شدن دخیل می دانید؟
خیلی مهم است. برای این که در موسیقی هیچ وقت همه چیز را نمی شود یاد گرفت چراکه دنیای موسیقی بی انتهاست. ولی در تحصیلات آکادمیک اگر شرایط برای اخذ درجه دکترا فراهم باشد، و شما خواهان تخصصی کار کردن هستید باید این مدرک را بگیرید. این روزها هرکسی هر کاری را که انجام می دهد واقعا باید تخصصی باشد. در موسیقی هم حرفه ای بودن، تخصص داشتن است. من هم در دانشگاه تمام واحدهای درسی ام در ارتباط با گیتار کلاسیک بوده است که تخصص و حرفه من محسوب می شود.

صدای ساز کدام نوازنده بود که روی شما تاثیر زیادی گذاشت؟ یادتان هست؟!
بله. ممکن نیست فراموش کنم. نوازنده ای که از اسپانیا آمده بود و آندره سگوویا پدربزرگ گیتار کلاسیک نام گرفته است.

خاطرتان هست سگوویا بعد از نواختن چه قطعه ای احساس خودش را در مورد شما صادقانه بیان کرد؟
بله. در حین اجرای قطعه ای از سوییا اثر زالدانی ایزاک بودم که وسط قطعه کار مرا متوقف کرد و گفت : «شما از کجا می آیید؟ کجایی هستید؟!» و من گفتم «ایرانی». گفت: «پیداست که خون ایرانی در رگانت جریان دارد.» خب او این طوری از من تعریف کرد، او خیلی شاعرانه حرف می زد. نمی گفت مثلا «کارت خوب است»، او به سبک خودش از من تعریف کرد و همین برای من بسیار لذت بخش بود.

زمانی که از ایران رفتید در نواختن گیتار چه قدر پیشرفت کرده بودید ؟یعنی می خواهم بدانم آموزش تکنیک ایرانی در ساز گیتار چه قدر پیشرفته و بالا بود و توانست شمارا در آنجا مطرح کند؟
بله; من به اندازه کافی خوب گیتار می زدم که در کنسرواتوار بوستون قبول بشوم و این افتخار بزرگی بود. اما مشکل این جا بود که به من گفته شد باید بیشتر تمرین کنم و من از آن روز به بعد روزی
۱۰ ساعت تمرین داشتم. کار سختی بود اما در تمام این مدت همچنان با علاقه کار می کردم و اشتیاقم را از دست ندادم.

انگیزه اصلی و کشش ذهنی شما برای گیتاریست شدن و رفتن به سوی گیتار چه بود؟
دو اتفاق در کودکی من افتاد که مرا عاشق موسیقی و البته گیتار کلاسیک کرد: اولین اتفاق مربوط به وقتی می شود که یک روز به تئاتر شهر رفتم و یک خانم ویولونیست با یک لباس سبز را روی صحنه دیدم که سلو می زد. من آنجا خودم را جای آن زن می دیدم که دارم برای یک جمع اجرا می کنم. تمام وجودم را اشتیاق پر کرده بود. اتفاق دوم مشاهده آموزش دختر عمه ام که یک روز داشت درس گیتار می گرفت و من به دیدنش رفتم و دیدم هر چیزی که معلم به او می گفت نمی توانست انجام بدهد، من می خواستم همان لحظه گیتار را از دستش بگیرم و خودم بزنم. این موضوع را به پدرم گفتم و فردای آن روز همان گیتار را برای من خرید و همین اتفاقات ساده شد شروع کار من. این انگیزه و شوق که آن موقع داشتم هنوز هم ادامه دارد، اصلا اگرگیتار همیشه با من نباشد فکر می کنم چیزی کم دارم.

گیتاری که الان با آن می نوازید ساز منحصر به فردیست، چند سال است که آن را دارید؟
قریب به بیست سالش است. چوب و وسایل این ساز را خودم انتخاب کردم و از یک آقای آمریکایی ماهر خواستم که آن را بسازد. این گیتار حالا دیگر جزئی از وجود من است. با آن خیلی خاطره دارم.

اصولا به کار زنده و صحنه بیش تر مایلید یا ضبط؟
مطمئنا کار روی صحنه. بیشتر حس و حال نوازندگی من از انرژی مثبتی است که مخاطبان و مردم به من منتقل می کنند. انگار روی صحنه من نت ها را زنده می کنم و به آنها جان می بخشم. خلاقیت نوازنده روی صحنه به بالاترین حد ممکن می رسد.

در زمینه آهنگ سازی هم دستی دارید یا فقط نوازندگی می کنید.
من آهنگ سازی را هم دوست دارم، اما فعلا فقط موفق به کار تنظیم شده ام. مثلا من ترانه های ایرانی را برای گیتار تنظیم کردم که البته در آن کمی آهنگسازی هم هست.

ما در سی دی های شما پنج track موسیقی محلی ایرانی را شنیده ایم. در این مورد توضیح دهید. بله من این کار را کرده ام چون بسیار علاقه مند بوده و هستم که در کارهایم موسیقی محلی و اصیل ایرانی را دخیل کنم. این نوع موسیقی بسیار غنی و محکم است و تنوع آن در شهرهای ایران بسیار زیاد است. این موسیقی علی رغم استقبال مردم در غرب بسیار مهجور مانده است; من چند مورد از این نوع موسیقی را تنظیم کرده ام مثلا: آهنگ «درنه جان» را با گیتار تک تنظیم کردم. بدون آواز خواندن هم هارمونی اش را می زنم و هم ملودی اش را.

به نظر شما می شود ما نواهای موسیقی ایرانی را با گیتار کلاسیک اجرا کنیم؟ این کار نیاز به چه تکنیک هایی دارد؟ مثلا ربع پرده هایی که در تار و سه تار داریم در گیتار هم می شود داشت؟
ما دو نوع موسیقی در ایران داریم، یکی موسیقی محلی است که ربع پرده در آن نیست. موسیقی محلی مثل همان موسیقی غربی است و می شود راحت آن را با گیتار نواخت. اما موسیقی سنتی ایرانی را هم داریم که دارای دستگاه است، که این نوع موسیقی ربع پرده دارد. مثلا من یکی دو تا قطعه در دستگاه نوا می زنم ، در این قطعات مجبور شدم به گیتارم ربع پرده اضافه کنم.

فکر می کنید می توانید گیتاری را منحصرا و برای اولین بار با این ربع پرده ها به نام خودتان ثبت کنید یا کسی قبلا این کار را کرده است؟
فقط یک نفر را می شناسم به نام فرد او این کار را کرده اما نه برای این که موسیقی ایرانی بزند. اوچند تا دسته مختلف دارد و به دسته های گیتارش ربع پرده اضافه کرده است که به نوبت آنها را به کار می گیرد. اما من نمی خواهم این کار را بکنم، من می خواهم گیتار همان گیتار کلاسیک باقی بماند و در ضمن مهارت خودم را هم داشته باشم.

در مورد علاقه شما به نسل جوانتر نوازنده های ایرانی: تا حالا چه کسانی مورد قبول شما بوده اند؟
من از نوآوری خوشم می آید، من در همان حدی که در سی دی های محسن نامجو شنیده ام، فهمیده ام که ایشان تار و گیتار و سه تار را قاطی می کنند و در آن بلوز هست، راک هست، سنتی هست و ... چیزهای مختلف و در نتیجه نوآوری. البته این ها باید جهت مثبت خودش را داشته باشد من هم سعی دارم به همین سو بروم. من از ایده های جدید خوشم می آید واز کسانی که به جلو می روند.



خود شما تا به حال تار یا سه تار را امتحان کرده اید؟
تار نه. اما به خاطر علاقه زیاد به سه تار آن را روی صحنه برده ام.

اصول تمرین های شما چیست؟ اگر در به اصطلاح «در آوردن» یک قطعه به مشکلی بر بخورید، چه می کنید؟
من یادم می آید که همیشه دلم می خواست قطعه های مشکل تر را بنوازم. اما اگر اصلا از پس آنها بر نمی آمدم به زور نمی زدم و می گذاشتم برای زمانی که آمادگی بیشتری به دست آوردم. اما در ضمن معتقدم قطعات باید در آن حد سخت باشند که نوازنده چیز جدیدی یاد بگیرد.

برنامه های آتی شما چیست؟
الان دارم روی یک سی دی جدید کار می کنم که یک قطعه جدید از آقای رضا والیز در آن هست که در دستگاه بیات ترک نوشته شده و لازم است که من باز هم به دسته گیتارم پرده اضافه کنم.

این کار با تصنیف است یا سلو؟
نه فقط سلو است.
در ایران ضبط می شود؟
هنوز به مرحله ضبط کردن نرسیده است. اول باید طریقه انگشت گذاریهایم را مشخص کنم و سپس نت ها چاپ شوند. هنوز در مورد مکان ضبط تصمیمی گرفته نشده است اما حتما در هر دو کشور توزیع خواهد شد.

چه افرادی مشوق شما در کار موسیقی بودند؟
بیش از همه پدرم که یک موسیقی دان برجسته است.من از همان سنین جوانی در معرض شنیدن همه جور موسیقی بودم .به کنسرتهای آلبینیونی یا باخ می رفتم و پدرم همیشه موسیقی را با صدای بلند در منزل پخش می کرد.ایشان خیلی روی من تاثیر می گذاشت. او مهربان ،باهوش و از هر لحاظ فهمیده بود در عین حال که مهندس برق و خلبان بود، آثار باخ و کنسرت ویلن ویوالدی می نواخت ،شعر می گفت،خیلی کتاب می خواند و همیشه نقش مهم تحصیل را گوشزد می کرد.وقتی که خیلی جوان بودم برایم شاهنامه می خواند و عشق به هنر و گیتار را را به آرامی در من بوجود می آورد، به من یاد داد که هر چیز را بطور کامل به اتمام برسانم تا بتوانم به مرحله بالاتری بروم .ایشان مرا تشویق کرد تا گیتار را ادامه دهم و همیشه توصیه داشت که قبل از اینکه یک گیتاریست بشوم ، یک موسیقیدان باشم.

از احساستان به هنگام اجرا در روی صحنه بگوئید؟
برای من صحنه اجرا لحظه حقیقت است. هیچ چیز را نمی توان در آنجا مخفی کرد. من روی صحنه بسیار احساس زنده بودن می کنم. بنظر من جایی است که می توان تمام تجربیات و احساساتم را با دیگران شریک کنم.

چه گیتاریست هائی در گیتار کلاسیک مورد توجه و مطلوب شما بوده و هستند؟
آندره سگوویا و جان ویلیامز.

در سفرهای اخیر که به ایران داشتید وضعیت گیتار کلاسیک را چطور دیدید؟
در این سه سالی که به ایران سفر کردم با هنر آموزان و معلمان زیادی در رشته گیتار کلاسیک آشنا شدم .بنظر من هنر آموزان هر سال بیشتر پیشرفت می کنند ومطمئن هستم که با تدریس درست به سطح بالائی خواهند رساند.

از میان موسیقیدانان ایرانی کارهای چه کسی را می پسندید؟
به بداهه نوازی های تار حسین علیزاده علاقه دارم.

معمولا چقدر تمرین می کنید؟
الان روزی 6-5 ساعت ولی در هنگام تحصیل روزی 10 ساعت تمرین می کردم .حالا مقدار زیادی از وقتم را صرف نوازندگی در کنسرتها می شود.

از موسیقی های غیر کلاسیک کدامها را گوش می دهید؟
به کارهائی از آلبوم 1 و 2 جیپسی کینگز ،خواننده ایتالیائی فرانکو باتینو،البینونی،اداجیو و بلوز مخصوصا به بی بی کینگ علاقه دارم.

اولین بازگشت شما به ایران به هفت سال پیش بازمی گردد، زمانی که اولین کنسرت های خود را در تالار رودکی و خانه هنرمندان برگزار کردید. از آن پس رفت و آمدهای شما به ایران بیشتر شد و با فضای موسیقی ایران به خوبی در ارتباط بودید. در این هفت سال، چه نقطه ضعف هایی در آموزش گیتار کلاسیک در ایران به نظرتان آمد؟
اولین مساله قدیمی بودن نت ها بود. در این هفت سال در هر سفر سعی کردم نت های جدیدتری برای شاگردان و کارگاه هایی که برگزار می کنم، بیاورم. این نکته باعث شد تصمیم بگیرم یک مجموعه هفت جلدی با ویراستاری خودم از تمام دوره های تاریخی گیتار کلاسیک در اینجا منتشر کنم اما مهم ترین مشکل علاقه نوازندگان جوان ایرانی به تقلید و پیروی از شیوه های نوازندگان بزرگ گیتار کلاسیک است. به عبارت بهتر هنرجویان ایرانی خیلی به تفسیر موسیقی اهمیت نمی دهند. البته این چیزی است که خود من هم در آن سوی دنیا یاد گرفتم و زمانی که در اینجا آموزش می دیدم به این مورد پرداخته نمی شد. متد و شیوه نوازندگی خودم هم در دو جلد توسط نشر ماهور منتشر خواهد شد.

شما با دانشکده های موسیقی در ایران که اتفاقاً دانشجو می تواند با مدرک کارشناسی نوازندگی گیتار از آنها فارغ التحصیل شود ارتباطی ندارید؟
من فقط با بعضی از دانشجویان این دانشگاه ها ارتباط دارم.

خودتان علاقه یی به آهنگسازی ندارید؟
من فعلاً نوازنده، تنظیم کننده و مدرس هستم. شاید در آینده وارد حوزه آهنگسازی هم شدم، ولی همیشه احساس می کنم من هم سهمی در این قطعاتی که اجرا می کنم، دارم .



هیچ گاه دوست نداشتید در حوزه موسیقی تلفیقی یک گام جلوتر از تجربیات کنونی بردارید و مثلاً با یک نوازنده سازهای سنتی همزمان روی صحنه بروید؟
تجربه های آقای کیوان ساکت را که قطعاتی از موسیقی غربی را با ساز تار اجرا کرده اند خیلی دوست داشتم. به نظرم ایشان این قطعات را خیلی خوب با یک ساز سنتی اجرا می کنند. باید کار دشواری باشد. شاید اگر تجربه مشترکی با ایشان داشته باشم نتیجه بدی نداشته باشد. اما کلاً ارتباطی با آهنگسازان و نوازندگان ایرانی ندارم.

فکر می کنید اجرای قطعات ایرانی روی گیتار کلاسیک بتواند به امضای شما تبدیل شود؟
بله. این قطعات توسط کمپانی های آنجا منتشر شده اند. خود شاگردان من هم این قطعات را می زنند. به تازگی یک دی وی دی هم از اجرای زنده این قطعات تهیه شده است. خیلی ها من را با اجرای این قطعات می شناسند.

+ نوشته شده در  91/02/28ساعت 17:18  توسط مهدي  |